| بخشی از سلسله مقالات در مورد: |
| خداباوری |
|---|

یگانهانگاری یا مونیسم (به یونانی: μόνος به معنای یگانه) عبارتی است که بیانگر یگانگی دو یا چند مفهوم در ظاهر متفاوت است.
انواع مختلفی از یگانهانگاری را میتوان از یکدیگر متمایز کرد:
- یگانهانگاری اولویت: همه چیز از منبعی متمایز سررشته میگیرد؛ به عنوان مثال، در نوافلاطونیگری همه چیز از «واحد یا The One» مشتق میشود. در این دیدگاه، تنها «واحد» از نظر وجودی مقدم بر همه چیز است.
- یگانهانگاری وجود: تنها یک چیز واحد وجود دارد که همان جهان است و مفهوم جهان را میتوان خودسرانه به چیزهای متعدد تقسیم کرد.
- یگانهانگاری جوهر: تنها یک جوهر یا ریشه وجود دارد و چیزهای متنوعی از آن ساخته شدهاند. به عبارتی میتوان طیف متنوعی از چیزهای موجود را بر اساس یک ریشه یا جوهر واحد توضیح داد.
- یگانهانگاری دووجهی: امر ذهنی و امر جسمی، دو جنبه یا دو دیدگاه از یک جوهر واحد هستند.
- یگانهانگاری خنثی: دوگانهی ذهن و جسم از اساس تقسیمی اشتباه است؛ واقعیت نه ذهن است و نه جسم.
تعاریف
[ویرایش | ]دو نوع تعریف برای یگانهانگاری وجود دارد:
- تعریف گسترده: ریشهی همه چیز به یک ذات اولیه برمیگردد.
- تعریف محدود: نه تنها همه چیز از یک ذات اولیه است بلکه ذات در وحدت با جوهر است.
اگرچه اصطلاح یگانهانگاری از فلسفه غربی برای مشخص کردن مواضع در مسئله ذهن و جسم مشتق شده است، اما برای توصیف سنتهای مذهبی نیز به کار میرود. در هندوئیسم مدرن، اصطلاح «یگانهانگاری مطلق» برای ویدانته ادویته به کار رفته است، اگرچه فیلیپ رنار اشاره میکند که این ممکن است یک تفسیر غربی از دیدگاهی شرقی باشد. این مفهوم به طور کلی توسط پژوهشگران به عنوان شکلی از عدم دوگانگی دستهبندی میشود.
تاریخچه
[ویرایش | ]یگانهانگاری مادی را میتوان در فیلسوفان پیشاسقراطی دنبال کرد؛ فیلسوفانی که میکوشیدند آرخه یا اصل بنیادین جهان را بر پایهی علل مادی مختلف توضیح دهند. از جملهی آنان تالس بود که استدلال میکرد بنیاد همهچیز آب است، آناکسیمنس که هوا را اصل نخستین میدانست و هراکلیتوس که آتش را جوهر بنیادین جهان تلقی میکرد. بعدها پارمنیدس جهان را «یک یا One» توصیف کرد؛ موجودیتی که به هیچ وجه نمیتوانست دستخوش تغییر شود. زنون الئایی نیز با پارادوکسهای خود از این دیدگاه که همهچیز یک موجودیت یگانه است دفاع کرد؛ پارادوکسهایی که میکوشند وجود زمان، حرکت و فضا را اموری وهمآلود نشان دهند.
باروخ اسپینوزا از عبارت «خدا یا طبیعت» به عنوان تنها جوهر موجود در جهان یاد میکرد، زیرا خدا و طبیعت را مترادف یکدیگر میدید.[۱]
یگانهانگاری در طول تاریخ فلسفه هند و ویدانته بهطور گسترده مورد بحث قرار گرفته است و پیشینهی آن دستکم به ریگودا بازمیگردد. اصطلاح «یگانهانگاری» در قرن هجدهم توسط کریستیان ولف در اثر خود با عنوان منطق(۱۷۲۸) معرفی شد تا به انواعی از اندیشهی فلسفی اشاره کند که در آنها تلاش میشد دوگانگی ذهن و جسم حذف شود و همهی پدیدهها از طریق یک اصل وحدتبخش یا بهعنوان تجلیات یک جوهر واحد توضیح داده شوند.[۲]
در فلسفه، مسئله ذهن و جسم به بررسی رابطهی میان ذهن و جسم و بهویژه رابطهی میان آگاهی و مغز میپردازد. این مسئله در سدهی هفدهم توسط رنه دکارت مطرح شد که به دوگانهانگاری دکارتی انجامید. ابنسینا و دیگر سنتهای فلسفهی شرقی و حتی فیلسوفان پیش از ارسطو[۳][۴] نیز به این موضوع پرداخته بودند.
بعدها اصطلاح یگانهانگاری برای ایدئالیسم مطلق که توسط هگل و شلینگ مطرح شده بود نیز بهکار رفت. پس از آن، این اصطلاح بهطور گستردهتر برای هر نظریهای که وجود یک اصل وحدتبخش را فرض میکرد مورد استفاده قرار گرفت. در طرف مقابل، مفهوم دوگانهانگاری و تکثرگرایی نیز گسترش یافت. به گفتهی اورمسون، در نتیجهی این گسترش معنایی، اصطلاح «یگانهانگاری» به مفهومی «بهطور نظاممند مبهم» تبدیل شد.
به گفتهی جاناتان شفر، یگانهانگاری در اوایل قرن بیستم و با ظهور فلسفه تحلیلی که جریانی در واکنش با نوهگلیها بود، محبوبیت خود را از دست داد؛ رودلف کارناپ و آلفرد جی آیر که از مدافعان سرسخت اثباتگرایی بودند، کل این مسئله را به عنوان نوعی عرفان نامنسجم به تمسخر گرفتند.
مسئلهی ذهن و جسم بار دیگر در روانشناسی اجتماعی و حوزههای مرتبط، با افزایش توجه به تعامل ذهن و جسم و همچنین با رد دوگانهانگاری دکارتی در قالب «نظریهی اینهمانی» که شکلی نوین از یگانهانگاری است، دوباره مطرح شد. یگانهانگاری همچنان در فلسفه ذهن نیز جایگاهی مهم دارد و دیدگاههای گوناگونی در دفاع از آن ارائه شده است.
منابع
[ویرایش | ]- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Monism». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶.
- ↑
- ↑ Peter, Machamer; di Poppa, Francesca (2018-05-17). "Monism, New Dictionary of the History of Ideas". Retrieved 2025-07-07.
- ↑ Robert M. Young (1996). "The mind–body problem". In Olby, R. C.; Cantor, G. N.; Christie, J. R.; Hodges, M. J. S. (eds.). Companion to the History of Modern Science (Paperback reprint of Routledge 1990 ed.). Taylor & Francis. pp. 702–711. ISBN 0-415-14578-3.
- ↑ Robinson, Howard (Nov 3, 2011). "Dualism". In Zalta, Edward N. (ed.). Stanford Encyclopedia of Philosophy (Winter 2011 ed.).